سقوط حکومت مختار ثقفی در عراق به دست مصعب بن زبیر صورت گرفت. وی پس از غلبه بر حکومت و کشتن مختار خونریزی زیادی کرد و تعدد زیادی از یاران مختار را کشت. به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مصعب بن زبیر بن عوام یکی از ده پسر زبیر است.(1) وى از مهمترین حاکمان زبیرى […]
سقوط حکومت مختار ثقفی در عراق به دست مصعب بن زبیر صورت گرفت. وی پس از غلبه بر حکومت و کشتن مختار خونریزی زیادی کرد و تعدد زیادی از یاران مختار را کشت.
مصعب بن زبیر بن عوام یکی از ده پسر زبیر است.(1) وى از مهمترین حاکمان زبیرى بود که به جز مدت کوتاهى در تمام دورهاى که عراق زیر سلطه زبیریان بود، بر آن حکومت کرد. (2)همچنین او نخستین کسی بود که در عراق درهم و دینار سکه زد. وی این کار را به دستور برادرش عبدالله که فرمانروای حجاز بود، انجام داد.(3) مصعب در شکست مختار نقش اساسی داشت و سقوط حکومت مختار ثقفی در عراق به دست او صورت گرفت.
وقایع پس از سقوط مختار
وی پس از غلبه بر مختار خونریزی زیادی کرد و تعدد زیادی از یاران مختار را کشت.(4) همچنین او هنگامی که عبدالملک مخالفان خود در شام را به قتل رساند، با مشورت عده ای از درباریان به فکر تصرف عراق افتاد. از طرفی بسیاری از اشراف و بزرگان عراق نیز برای او نامه نوشته و او را به عراق دعوت کردند.(5) وقتی عبدالملک به طرف عراق حرکت کرد، مصعب به مقابله با او شتافت. عبدالملک به خاطر دوستی و رفاقتی که از قبل با او داشت، پیش از جنگ از او درخواست کرد که با هم سخن بگویند(6) یا کار را به شورا ارجاع دهند. (7)مصعب نپذیرفت و این در حالی بود که اکثر سربازان و فرماندهان سپاه او فریفتهی وعده و وعیدهای عبدالملک شده و به مروانیان پیوستند.(8)
وى تا آخر مقاومت کرده و در واپسین دم از عروة بن مغیره، سیره حسین بن على(ع) را در هنگام شهادت پرسید. او نیز گفت: حسین بن على حاضر به پذیرش حکم ابن زیاد نشد، در آن موقع مصعب گفت:
برگزیدگان خاندان هاشم در طف (کربلا) سنتی را پایهریزی کردند و این سنت را براى مردم باقى گذاشته که باید از آن ها پیروى کنند.(9) به دنبال آن مصعب تا آخر ایستادگی کرد تا این که کشته شد. این رویداد در نیمه جمادی الاولی سال 72(ه.ق) اتفاق افتاد.(10) وی هنگام مرگ 36 سال داشت.(11)
بعد ازقتل مصعب، عبدالله بن زبیر در جنگ با عبد الملک مروان کشته شد. (12) و این امر در ماه جمادی الاخره سال 73 اتفاق افتاد. (13) به این صورت حکومت آل زبیر به پایان رسید.
پی نوشت ها:
1. ابن سعد،الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1410، ط الأولى، ج 5، ص 140.
2. البلاذرى، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، 1988، ص 450 – 448.
3. ابن خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، 1408، ج 1، ص 323.
4.تاریخ یعقوبی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج ۲، ص ۲۶۵؛ ابن ابى الحدید معتزلى، شرح نهج البلاغة، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1404 ه، ج3، ص298و297.
5. ابن الأثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر – دار بیروت، 1385، ج 4، ص 323.
6. ابن قتیبة، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، 1992، ط الثانیة، ج2، ص 35
7. ابن اثیر، پیشین، ج 4، ص 326.
8. مسعودی، مروج الذهب، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، 1409، چاپ دوم، ج 3، ص 109.
9. البلاذرى،انساب الأشراف، تحقیق محمد باقر المحمودی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1394، ط الأولى، ج 7، ص 92.
10. ابن سعد، همان، ج5، ص 140.
11. نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، چاپخانه سپهر، 1364، چاپ اول، ج 6، ص 105.
12. تاریخ طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، ناشر: اساطیر، سال چاپ: 1375 ش، چاپ پنجم، ج8، ص3487.
13. طبری، تاریخ طبری، قاهره، مطبعه الاستقامه بالقاهره، 1358ه -1939م، ج5، ص29.