امروز که کشور در آستانه تشییع پیکر این خادم بزرگ قرآن قرار گرفته است، شاید مناسبترین شیوه ادای احترام به او، بازخوانی همین سیره عملی باشد. بزرگداشت شخصیتی که عمر خود را صرف ترویج فرهنگ قرآنی کرد، بیش از آنکه در برگزاری آیینهای یادبود خلاصه شود، در ادامه دادن راهی معنا پیدا میکند که خود بر آن اصرار داشت.
در تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران، کمتر میتوان شخصیتی را یافت که پیوندش با قرآن کریم، تنها در سطح سخن و توصیه باقی مانده باشد. رهبر شهید، از جمله چهرههایی بود که اهتمام به قرآن را نه در قالب یک شعار فرهنگی، بلکه در متن رفتار و سیره مدیریتی خود به نمایش گذاشت. یکی از روشنترین جلوههای این رویکرد، استمرار محافل انس با قرآن در بیت ایشان بود؛ سنتی که طی سالیان متمادی، بیوقفه ادامه یافت و به یکی از مهمترین رویدادهای قرآنی کشور تبدیل شد.
ویژگی این محافل، صرفاً حضور قاریان ممتاز یا اجتماع فعالان قرآنی نبود. اهمیت اصلی آن در پیامی نهفته بود که به جامعه منتقل میکرد؛ اینکه قرآن، نخستین پناهگاه یک جامعه اسلامی در روزهای آرامش و نخستین تکیهگاه آن در روزهای سختی است. از همینرو، حتی در حساسترین مقاطع کشور نیز این جلسات از تقویم فرهنگی رهبر شهید حذف نشد. شرایط دشوار امنیتی، تحولات منطقهای، بحرانهای سیاسی و اجتماعی و حتی روزهایی که افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری درگیر مسائل کلان کشور بود، نتوانست این سنت قرآنی را متوقف کند. این استمرار، خود یک پیام بود؛ پیامی که بیش از هر سخنرانی، جایگاه قرآن را در منظومه فکری ایشان تبیین میکرد.
امروز که کشور در آستانه تشییع پیکر این خادم بزرگ قرآن قرار گرفته است، شاید مناسبترین شیوه ادای احترام به او، بازخوانی همین سیره عملی باشد. بزرگداشت شخصیتی که عمر خود را صرف ترویج فرهنگ قرآنی کرد، بیش از آنکه در برگزاری آیینهای یادبود خلاصه شود، در ادامه دادن راهی معنا پیدا میکند که خود بر آن اصرار داشت.