روضهٔ شب هشتم محرم ، یکی از مجالس روضهخوانی در ایام سوگواری محرم است که به ذکر رشادتها و شهادت حضرت علیاکبر (علیهالسلام)، فرزند ارشد امام حسین (علیهالسلام)، اختصاص دارد.
علیاکبر (علیهالسلام) نخستین شهید بنیهاشم در روز عاشورا بود که در خلق و خوی و سخن گفتن، شبیهترین مردم به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) توصیف شده است. بر پایه گزارشها، وی پس از نبردی دلاورانه و کشتن شمار زیادی از دشمن، در حالی که تشنگی بر او سخت غلبه کرده بود، نزد پدر بازگشت و طلب آب کرد. امام گریست و فرمود: «فرزندم، اندکی صبر کن که به زودی جدّت رسول خدا تو را سیراب خواهد کرد.» علیاکبر دوباره به میدان بازگشت و سرانجام با ضربهای بر سر به شهادت رسید. امام خود را بر بالین او رساند و چهره بر چهرهاش نهاد و فرمود: «پسرم، دنیا بعد از تو بیارزش است.» سپس جوانان بنیهاشم را فراخواند تا پیکر او را به خیمهگاه منتقل کنند.
اختصاص یافتن هر شب از ماه محرم به ذکر مصائب شهیدی خاص یا چند شهید معین، امری تدریجی و تعیّنی بوده که به مرور و با الگوگیری از نامگذاری تاسوعا و عاشورا در سنت روضهخوانی ذاکران اهل بیت (علیهمالسلام) شکل گرفته است. شب هشتم محرم نیز بر پایۀ همین سنت به ذکر رشادتها و شهادت حضرت علیاکبر (علیهالسلام) اختصاص یافته است.
۱ - نسب علیاکبر
حضرت علیاکبر (علیهالسّلام) پسر بزرگ امام حسین (علیهالسلام) در یازدهم شعبان سال سى و سوم هجرى، متولّد شد. مادرش لیلی دختر ابو مُرّة بن عُروة بن مسعود ثَقَفى است.
بیشتر منابع کهن تاریخی از او با لقب علیاکبر یاد کردهاند. علّت نامیده شدن او به «علی اکبر»، این بود که امام حسین (علیهالسلام) به دلیل شدّت علاقهاى که به نام پدر بزرگوارش داشت، نام سه فرزند پسرِ خود را «على» گذاشت. از این رو ، اوّلى به «علىِ اکبر» و دومى به «علىِ اوسط» و سومى به «علىِ اصغر» معروف شدند. کنیه او ابوالحسن میباشد.
شمارى از بزرگان، مانند شیخ طوسی و شیخ مفید، امام زین العابدین (علیهالسلام) را بزرگ ترین فرزند امام حسین (علیهالسلام) دانستهاند؛ ولى این نظریّه خلاف رأى مشهور سیره نویسان و نَسَب شناسان است.
گفتنى است که مادر لیلى، یعنى مادر بزرگ على اکبر، میمونه دختر ابوسفیان بوده است و به همین جهت، بر پایه گزارشى، معاویه او را شایستهترین فرد براى خلافت مى دانست و او را چنین توصیف کرد: «شایستهترین فرد براى این کار (خلافت)، على بن الحسین بن على (علیهماالسلام) است». البتّه این سخن معاویه، در واقع ، یک موضعگیرى سیاسى، به منظور نفى خلافت از خاندان رسالت است، نه این که واقعا او خلافت را حقّ على اکبر مىدانسته است.
۲ - شباهت به پیامبر
۴ - اذن جهاد
«اللَّهُمَّ اشهَد، فَقَد بَرَزَ إلَیهِم غُلامٌ أشبَهُ النّاسِ خَلقاً وخُلُقاً ومَنطِقاً بِرَسولِکَ صلى اللَّه علیه وآله، وکُنّا إذَا اشتَقنا إلى نَبِیِّکَ نَظَرنا إلَیهِ.»؛ «خداوندا! تو بر این قوم گواه باش، جوانی به مصاف آنان میرود که از نظر خلقت و خُلق و خُوی و سخن گفتن شبیهترین مردم به رسول توست، ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو میشدیم به سیمای این جوان مینگریستیم.»
سید بن طاووس گوید: کسی جز دودمان حسین (علیهالسّلام) با او نمانده بود. علیاکبر (علیهالسّلام) که از زیباترین مردم بود بیرون آمد و از پدرش اذن میدان گرفت. آن حضرت هم اجازه داد. آنگاه به او نگریست، نگاه کسی که از او ناامید شده است .
(اِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ)
«خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. آنها فرزندان و (دودمانی) بودند که از نظر پاکی و تقوا و فضیلت، بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند، و خداوند، شنوا و داناست و از کوششهای آنها در مسیر رسالت خود، آگاه میباشد.»۵ - عطش در میدان نبرد
[ویرایش]| أنَا عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ بنِ عَلِیّ | نَحنُ وبَیتِ اللّه ِ أولى بِالنَّبِیّ | |
| مِن شَبَثٍ ذاکَ ومِن شِمرِ الدَّنِیّ؟ | أضرِبُکُم بِالسَّیفِ حَتّى یَلتَوی | |
| ضَربَ غُلامٍ هاشِمِیٍّ عَلَوِیّ | ولا أزالُ الیَومَ أحمی عَن أبی | |
| بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید | خاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا | |
۶ - شهادت علیاکبر
[ویرایش]حضرت علیاکبر با وجود تشنگی شدید جنگ نمایانی کرد و تعداد زیادی از دشمنان را به هلاکت رساند.
علیاکبر (علیهالسّلام) بار دیگر به دشمن حمله کرد و با شمشیرش آنها را میزد تا آنکه مرة بن مُنقذ عبدی ضربتی بر او زد و او را نقش زمین کرد و آن گروه او را محاصره کرده، پیکر مطهرش را با شمشیر قطعه قطعه کردند .
خوارزمی بعد از ضربت مرة بن منقذ چنین اضافه میکند که: در این هنگام او دست به گردن اسبش گرفت و اسب او را به سوی لشکر دشمن برد و دشمنان، او را با شمشیر قطعه قطعه کردند.
در مقاتل آمده است که وی چون در آستانه شهادت قرار گرفت، ندایش بلند شد:
امام سریعاً به بالین علیاکبر آمد و با چشمانی اشکبار فرمود:
آنگاه خم شد، صورت بر چهره خونآلود علی نهاد؛ «فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ» سپس اضافه کرد:
جوانان، او را بردند و در جلوی خیمهای که در مقابل آن میجنگیدند بر زمین نهادند.
گروهی از قبیله بنیاسد، جسد او را در کنار پدرش امام حسین (علیهالسلام) به خاک سپردند.
درباره سنّ على اکبر در هنگام شهادت در کربلا، اختلاف نظر وجود دارد؛ منابع سن وی را هنگام شهادت، ۱۸، ۲۳، ۲۵ یا ۲۸ سال ضبط کردهاند.
لیکن بنا بر نظریّه مشهور که وى بزرگتر از امام زین العابدین (علیهالسلام) بوده است و با عنایت به این که امام زین العابدین هنگام واقعه عاشورا، بیست و سه سال داشته، باید سنّ على اکبر، بیش از این باشد و لذا گزارشهاى مبنى بر «ولادت وى در زمان خلافت عثمان» و ۲۵ ساله بودن وى در وقت شهادت، درباره سن ایشان ، واقع بینانهتر به نظر مىرسد.