قرآن فقط برای تلاوت در خانه و مسجد یا حضور در محافل قرآنی نیست؛ آنجا که یک آیه در لحظه خشم، شادی، موفقیت، اختلاف یا تصمیمگیری راهنمای رفتار انسان میشود، «قرآنزیستی» معنا پیدا میکند. شاید جامعه قرآنی از جایی آغاز شود که آیات الهی از صفحات کتاب عبور کنند و در خانه، بازار، مدرسه، محل کار و حتی رفتار ما در فضای مجازی دیده شوند.
در این سلسلهمقالات، از دورهای سخن گفتیم که قرآن حضوری پررنگ در فرهنگ و زندگی مردم داشت؛ در خانهها تلاوت میشد، در مسجدها شنیده میشد و در بسیاری از مناسبتها، گفتگوها و موقعیتهای اجتماعی جایگاه ویژهای داشت. البته آن زمان نیز مانند هر دوره دیگری، میان دانستن و عمل کردن فاصلههایی وجود داشت، اما ارتباط مردم با قرآن، بخشی طبیعی و آشنا از زندگی روزمره آنان بود. امروز نیز قرآن همچنان در زندگی بسیاری از ما حضور دارد؛ از تلاوت و مجالس قرآنی گرفته تا کلاسهای آموزشی و برنامههای مختلفی که با محوریت قرآن برگزار میشود.
اما پرسش اساسیتر این است که چگونه میتوان حضور قرآن را از این سطح فراتر برد و تأثیر آن را در زندگی روزانه بیشتر کرد؟ آیا راه رسیدن به این هدف، تنها افزایش میزان تلاوت قرآن است؟ آیا برگزاری جلسات و برنامههای قرآنی بیشتر میتواند ما را به جامعهای قرآنی نزدیک کند؟ آیا گسترش حفظ و تلاوت قرآن بهتنهایی کافی است؟
بیتردید همه این اقدامات ارزشمند و ضروریاند؛ اما شاید مقصد نهایی، مرحلهای فراتر از اینها باشد؛ مرحلهای که آیهای را که خواندهایم، در یک موقعیت واقعی زندگی به یاد آوریم و همان آیه، مسیر انتخاب و رفتارمان را تغییر دهد. قرآن باید از صرفاً کتابی که آن را میخوانیم، به مسیری برای زندگی کردن تبدیل شود.
یک آیه، یک لحظه، یک انتخاب
برای درک بهتر اینکه قرآن چگونه میتواند در متن زندگی حضور پیدا کند، کافی است به یکی از رفتارهای پیشوایان دین توجه کنیم. بیهقی در کتاب «شعب الإیمان» روایتی نقل کرده است که بر اساس آن، روزی کنیزی در هنگام آماده کردن آب وضوی امام سجاد(ع)، ظرف آب را رها کرد و آب به صورت حضرت برخورد کرد و موجب جراحت ایشان شد.
کنیز که از این اتفاق نگران شده بود، برای آرام کردن فضا این آیه را تلاوت کرد:
«وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ»
امام سجاد(ع) فرمودند: خشم خود را فرو بردم.
کنیز ادامه داد:
«وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ»
حضرت فرمودند: از تو گذشتم.
سپس کنیز گفت:
«وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین»
امام(ع) فرمودند: تو را در راه خدا آزاد کردم.
در فاصلهای کوتاه، سه بخش از یک آیه به سه رفتار عملی تبدیل شد: فروبردن خشم، بخشیدن خطا و انجام نیکی. این روایت بهخوبی نشان میدهد که یک آیه میتواند در یک لحظه حساس، مسیر رفتار انسان را تغییر دهد.
اینجا میتوان معنای «یک آیه، یک لحظه، یک انتخاب» را بهروشنی دید. آیه در ذهن و جان انسان حضور دارد؛ موقعیتی حساس پیش میآید؛ و همان آیه، انتخابی را رقم میزند که میتواند یک واکنش طبیعی را به رفتاری الهی تبدیل کند. در چنین شرایطی، قرآن دیگر تنها در زبان انسان نیست، بلکه در رفتار او دیده میشود.
شاید یکی از معانی قرآنزیستی همین باشد؛ اینکه آنچه از قرآن آموختهایم، درست در لحظهای که نیازمند انتخاب هستیم، خود را در رفتارمان نشان دهد. البته این حضور نباید تنها به موقعیتهای دشوار و بحرانی محدود شود.
قرآن برای همه لحظههای زندگی
قرآن برای تمام ابعاد زندگی انسان سخن دارد؛ هم زمانی که با یک تصمیم مهم مواجهیم، هم در روابطمان با دیگران و حتی در روزهایی که زندگی روی خوش خود را به ما نشان میدهد.
تولد یک فرزند، موفقیت یک جوان، شنیدن یک خبر خوش یا دورهمی شاد اعضای خانواده نیز بخشی از زندگی انسان است و آموزههای قرآن میتواند در همین لحظات نیز راهنمای ما باشد.
قرآن در زمان شادی، انسان را به سوی شکرگزاری میبرد؛ هنگام موفقیت کمک میکند نعمت را ببیند و گرفتار غرور نشود؛ در روابط محبتآمیز، او را به نیکی و وفاداری دعوت میکند و در مواجهه با نعمتها میآموزد که شادی خود را با دیگران نیز تقسیم کند.
حتی قرآن میتواند کیفیت شادی انسان را تغییر دهد؛ شادیای که در آن کسی تحقیر نمیشود، حقی از دیگری پایمال نمیشود و خوشی یک نفر به رنج انسان دیگری تبدیل نمیشود.
از همین رو، شاید حتی در اوج خوشحالی نیز لازم باشد از خود بپرسیم:
«قرآن میخواهد این شادی را چگونه زندگی کنم؟»
قرآنزیستی یعنی قرآن در تمام فراز و نشیبهای زندگی در کنار انسان باشد؛ در شادی و اندوه، در کامیابی و شکست و در انتخابهای بزرگ و کوچک. آموزههای قرآن میتوانند زندگی را عمیقتر، زیباتر و انسانیتر کنند.
قرآن را در کجای زندگی باید دید؟
قرآن میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»
پس اگر قرآن در زندگی ما حضور دارد، باید اثر آن را در عدالت و احسان ما دید؛ در معاملهای که انجام میدهیم، در قضاوتی که درباره دیگران داریم، در شیوه تقسیم محبت میان فرزندان، در رفتار مدیر با کارمند و در برخورد معلم با دانشآموز.
قرآن از رحمت و مهربانی سخن میگوید؛ بنابراین باید در رفتار ما نیز جایی برای مهرورزی وجود داشته باشد.
قرآن از امانت سخن میگوید؛ پس شغل و مسئولیت، اموال دیگران و حتی سخنی که فردی نزد ما به امانت گذاشته است، باید برایمان حرمت داشته باشد.
قرآن غیبت و تهمت را نهی میکند؛ بنابراین فضای مجازی نیز از دایره اخلاق قرآنی خارج نیست و رفتار ما در این فضا باید با همین معیارها سنجیده شود.
البته تأثیر قرآن تنها به اخلاق اجتماعی محدود نیست. قرآن میتواند نگاه انسان به زندگی را نیز تغییر دهد؛ در امیدواری، شکرگزاری، محبت به خانواده، شیوه بهرهگیری از نعمتها و حتی برنامهریزی و تصمیمگیری درباره آینده.
اینجاست که قرآن از طاقچه فاصله میگیرد و به متن زندگی میآید؛ به خانه، بازار، مدرسه، اداره، خیابان و تلفن همراه.
خانهای که قرآن در آن جریان دارد
برای فهمیدن اینکه قرآن واقعاً وارد زندگی یک خانواده شده است یا نه، شاید لازم نباشد در قدم نخست تعداد دفعات ختم قرآن را بررسی کنیم. گاهی رفتار اعضای یک خانواده، گویاترین نشانه است.
آیا در این خانه، فرد میتواند اشتباه خود را بدون ترس بیان کند؟ آیا پدر و مادر در حضور فرزندان حرمت یکدیگر را نگه میدارند؟ هنگام بروز اختلاف، گفتگو و احترام جای فریاد و تحقیر را میگیرد؟
در روزهای شادی چطور؟ آیا اعضای خانواده نعمتهایشان را میبینند، برای آنها شکر میکنند و خوشحالی خود را با یکدیگر شریک میشوند؟
خانه قرآنی تنها خانهای نیست که در آن صدای تلاوت شنیده میشود؛ خانه قرآنی جایی است که آثار آن تلاوت در رفتار اعضای خانواده نیز دیده میشود.
فرزند، قرآن را تنها از روی کتابی که در کتابخانه خانه قرار گرفته نمیآموزد؛ او قرآن را در رفتار پدر و مادرش نیز مشاهده میکند.
از انتخابهای کوچک تا شکلگیری سبک زندگی
سبک زندگی معمولاً با یک تصمیم بزرگ و ناگهانی ساخته نمیشود؛ بلکه مجموعهای از انتخابهای کوچک و تکرارشونده، بهتدریج سبک زندگی انسان را شکل میدهند.
نوع خرید و مصرف، نحوه صحبت کردن با همسر و والدین، رفتار با همکار و همسایه، واکنش ما در هنگام عصبانیت، شیوه شادی کردن، استفاده از نعمتها و حتی نحوه حضورمان در فضای مجازی، همگی بخشی از زندگی روزمره ما هستند.
اگر معیارهای قرآنی وارد این انتخابهای کوچک شوند و این رفتارها بارها تکرار شوند، بهتدریج بخشی از شخصیت و سبک زندگی انسان خواهند شد.
اینجاست که «سبک زندگی قرآنی» شکل میگیرد؛ نه به عنوان مجموعهای از دستورهایی جدا از زندگی، بلکه به عنوان شیوهای برای انتخاب کردن، شادی کردن، رفتار کردن و در کنار دیگران زندگی کردن.
یک سؤال ساده اما سرنوشتساز
شاید بد نباشد یک پرسش تازه را وارد زندگی روزانه خود کنیم:
«قرآن درباره این موقعیت چه میگوید؟»
پیش از پاسخ دادن به سخن یک نفر، هنگام اختلاف با همسر یا فرزند، در زمان شنیدن یک خبر خوش، هنگام رسیدن به موفقیت، در لحظه شکرگزاری، پیش از انتشار مطلبی در فضای مجازی، هنگام خرید و تصمیمگیری و درست زمانی که بر سر یک دوراهی قرار گرفتهایم، میتوانیم این سؤال را از خودمان بپرسیم.
همین پرسش ساده میتواند جایگاه قرآن را از «موضوع مطالعه» به «معیار انتخاب» تغییر دهد.
از «من» تا «ما»
اما قرآنزیستی نباید در رفتار فردی یک انسان متوقف شود.
اگر یک نفر رفتار خود را بر اساس معیارهای قرآن اصلاح کند، اتفاق ارزشمندی رخ داده است؛ اما جامعه قرآنی زمانی شکل میگیرد که این تغییر از فرد به خانواده و از خانواده به جامعه منتقل شود.
وقتی انصاف، امانت، گذشت، احترام، شکرگزاری و مسئولیتپذیری به ارزشهایی مورد احترام در جامعه تبدیل شوند، تحول عمیقتری اتفاق افتاده است.
کاسب میگوید: «میتوانستم سود بیشتری به دست بیاورم، اما انصاف اجازه چنین کاری را نمیدهد.»
مدیر میگوید: «این تصمیم برای من منفعت دارد، اما ممکن است حق فرد دیگری را ضایع کند.»
جوانی میگوید: «اگر انتشار این مطلب آبروی کسی را از بین میبرد، آن را منتشر نمیکنم.»
و فردی که به موفقیتی دست یافته، ضمن شکرگزاری از خداوند، دیگران را نیز در شادی خود سهیم میکند.
در چنین جامعهای، قرآن به یک معیار مشترک برای گفتگو و رفتار مردم تبدیل میشود.
وقتی قرآن به گفتوگوی مردم راه پیدا میکند
گفتمان قرآنی تنها با شعار شکل نمیگیرد؛ رفتار و گفتگو نقطه آغاز آن است.
وقتی خانوادهای برای تربیت فرزند خود به معیارهای قرآن مراجعه میکند، جوانی برای یک انتخاب مهم زندگی ارزشهای قرآنی را در نظر میگیرد و کاسب، پزشک، معلم، کارمند و مدیر، عملکرد خود را با معیارهایی مانند عدالت، امانت و احسان میسنجند، قرآن بهتدریج وارد زبان مشترک جامعه شده است.
در چنین فضایی، برای هر رفتار خوب نیازی نیست برچسب «قرآنی» بر آن بزنیم؛ خود رفتار گویای ارزش آن خواهد بود.
این همان مرحلهای است که قرآن از یک تجربه فردی فراتر میرود و به خانواده، مدرسه، محیط کار و فضای اجتماعی راه پیدا میکند و میتواند به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود.
جامعهای که مردم در تصمیمگیریها و گفتگوهای خود از معیارهای قرآن الهام میگیرند، جامعهای است که با قرآن میاندیشد و بر اساس آن زندگی میکند.
وقتی قرآن کیفیت زندگی را تغییر میدهد
قرآن همین امروز نیز در خانههای ما، مسجدها، مدرسهها و دل بسیاری از مردم حضور دارد. شاید گام بعدی این باشد که این حضور، بیش از آنکه فقط در میزان تلاوت دیده شود، در سبک و شیوه زندگی ما نیز آشکار شود.
آیهای که از راستی و امانت سخن میگوید، باید در کار و مسئولیت ما دیده شود.
آیهای که عدالت را یادآوری میکند، باید هنگام تصمیمگیری راهنمای ما باشد.
آیهای که به نیکی با پدر و مادر فرمان میدهد، باید در رفتار ما جاری شود.
آیهای که بر حفظ حرمت انسانها تأکید دارد، باید در فضای مجازی نیز همراه ما باشد.
و آیهای که انسان را به شکر و احسان دعوت میکند، باید در لحظههای شیرین زندگی، شادی ما را عمیقتر و زیباتر کند.
قرآن میتواند کیفیت لحظههای زندگی ما را دگرگون کند؛ به شادیها معنا بدهد، به انتخابها جهت ببخشد، روابط را گرمتر کند و در روزهای دشوار، امید را در دل زنده نگه دارد.
شاید قرآنزیستی دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ از اینکه هر روز فقط یک آیه را نخوانیم، بلکه اجازه دهیم همان آیه، چیزی را در زندگی ما بهتر کند.
یک آیه در یک رفتار؛ یک معنا در یک انتخاب؛ یک تغییر کوچک در یک زندگی.
اگر این تغییر در یک نفر شکل بگیرد، میتواند به خانواده او منتقل شود؛ از خانواده به مدرسه و محیط کار، از آنجا به محله و شهر و در نهایت به فرهنگ عمومی جامعه راه پیدا کند.
چه زیباست روزی که قرآن را بتوان در بسیاری از رفتارهای نیک مشاهده کرد؛ در انصاف یک کاسب، در مهربانی یک مادر، در امانتداری یک کارمند، در مسئولیتپذیری یک مدیر، در شادی یک جوان و در گذشت یک انسان.
آن روز، قرآن بیش از گذشته در زندگی مردم جاری خواهد بود؛ روزی که قرآن دیگر فقط کتابی برای خواندن نیست، بلکه راهی برای رفتن است؛ از موضوع سخن به شیوه زندگی تبدیل شده و از رفتار افراد، آرامآرام به فرهنگ جامعه راه یافته است.